سفارش تبلیغ
صبا

تو هستی

یکشنبه 87/3/12 3:35 عصر| | نظر

تو هستی!

ترا در گاه بی گاه خواندم / تورا در راه و بیراه خواندم / نیامد از تو آوازی مبادا / که من این قصه را گمراه خواندم
ترا در بند و در پرواز خواندم / ترا در آخر و آغاز خواندم /  نیامد از تو آوازی مبادا / که من بیهود این را باز کردم
تو هستی دیده اند ت در صحاری / میان عطر گاهای بهاری / تو هستی گرچه در پاسخ بسوزم / به من نه گفته با شی یا که آری
من اینجا گم شدم فانوس من باش/ رهی طی کرده ام طاووس من باش / در این موج سخت پر تلاطم / چراغ را اقیانوس من باش
مجالم ده که بال وپر بگیرم / مرام عاشقی از سر بگیرم / زمانم اندک و وقت است جاری / نمی خواهم رهی دیگر بگیرم
چه حاصل باغ را آبی نباشد / شبی باشد و مهتابی نباشد / پرند پر زند زین سو به آن سو / ولی در دشت تالابی نباشد
چه حاصل خیز از آهو بگیری / پر پرواز از تیهو بگیری / نشانی بلبلی را بین گلها / ولی آواز را از او بگیری
چه بی تو برفراز کوه باشم /
چه فرقی می کند وقتی نباشی/ که تنها،یا که در انبوه باشم
من اینجا آتشستم دود با تو / سکوتم.نغمهء داوود با تو / من از گلهای داودی سرودم /
ولیکن قصهء نمرود با تو
بزن باران وبارانی ترم کن / به آن آبی که میدانی ترم کن / من از شب تا سپیده راه رفتم / کم ار رفتم بیابانی ترم کن
بتاب و تابشت را بیشتر کن / مرا با آسمانت خویش ترکن / اگر یاران تو درویش هستند/ مرا از آن همه درویش تر کن